3 فیلم از باز شدن تیغه های سکسیونر زیر بار
بعد از دانلود فايل زيپ شده پسورد زير را وارد كنيد
password:www.alirezasadeghi61.blogfa.com
بعد از دانلود فايل زيپ شده پسورد زير را وارد كنيد
password:www.alirezasadeghi61.blogfa.com
در صورتی که کارمند دولت هستید(یابعدها میشید)حتما از این تجربیات استفاده کنید:
1- در یک سیستم دولتی؛ سعی کنید «لال بودن» را تمرین کنید! این تمرین در میزان عزیز بودن شما بسیار موثر است.
2- در یک سیستم دولتی؛ هیچگاه کارمندان را با یکدیگر مقایسه نکنید؛ چون قطعا شاهد تبعیض خواهید بود.
3- در یک سیستم دولتی؛ اگر مدیرتان 3 یا 4 ایراد دارد انتظار رفتنش را نکشید، چون قطعا نفر بعدی او 43 ایراد دارد!
پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت بالاخره پرسید:
-ماجرای کارهای خودتان را می نویسید ؟ درباره ی من می نویسید ؟
پدربزرگ دست از نوشتن کشید لبخند زد و به نوه اش گفت:
-درست است درباره ی تو می نویسم.اما مهمتر از نوشته هایم مدادی است که با آن می نویسم . می خواهم وقتی بزرگ شدی مثل این مداد بشوی.
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید : - اما این مثل بقیه مدادهایی است که دیده ام
-بستگی دارد چطور به آن نگاه کنی.در این مداد پنج خاصیت است که اگر بدستشان بیاوری تمام عمرت با دنیا به آرامش می رسی.
خاصیت اول : می توانی کارهای بزرگ کنی اما نباید هرگز فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند .اسم این دست خداست او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد .
خاصیت دوم:گاهی باید از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی.این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار نوکش تیزتر می شود پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی چرا که این رنج ها باعث می شود انسان بهتری شوی.
خاصیت سوم:مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه از پاک کن استفاده کنیم .بدان که تصحیح یک کار خطا کار بدی نیست در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگه داری مهم است.
صفت چهارم:چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است.
و سرانجام پنجمین خاصیت مداد: همیشه اثری از خود به جا می گذارد .بدان هر کار در زندگی ات می کنی ردی به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کاری که می کنی هشیار باشی و بدانی چه می کنی.
اگر داری تو عقل و دانش و هوش بیا بشنو حدیث گربه و موش
بخوانم از برایت داستانی که در معنای آن حیران بمانی
ای خردمند عاقل ودانا قصهٔ موش و گربه برخوانا
قصهٔ موش و گربهٔ منظوم گوش کن همچو در غلطانا
از قضای فلک یکی گربه بود چون اژدها به کرمانا
شکمش طبل و سینهاش چو سپر شیر دم و پلنگ چنگانا
از غریوش به وقت غریدن شیر درنده شد هراسانا
سر هر سفره چون نهادی پای شیر از وی شدی گریزانا
به گزارش خبرگذاری مهر چنین پلی می تواند انرژی خورشیدی را از میان شبکه ای از سلولهای خورشیدی که بر روی سطح جاده نصب شده اند جمع آوری کند در حالی که توربینهای بادی که در فضاهای خالی میان ستونهای پل کار گذاشته شده اند از انرژی باد برای تولید الکتریسیته استفاده خواهند کرد.
همچنین شماره کلاس های مربوط به برق هم مشخص شدند که عکسی از آن هم گرفته شده :
به دوستاین که افتادند پیشنهاد میکنم همنیاز بگیرند چون برای انتخاب واحد ترم سوم باید حتما فیزیک 2 پاس شده باشد.
سلام و درود
هیچ وقت از خودت پرسیدی قیمت یه روز زندگی چنده ؟

اشارات علمی فراوانی در قرآن وجود دارند و چه بسا خیلی از آنها تا کنون کشف نشده اند.در اینجا به دو نمونه از این اشارات علمی اشاره می شود .
ریشه در خاک
|
ديگر نه به كلمات فكر ميكنم نه به ذغالهايي |
به گزارش خبرگزاري مهر، دايناسورها پيش از اينكه زمين مورد اصابت يك شهابسنگ بزرگ قرار گرفته و منجر به انقراض موجودات زنده شود براي 700 هزار سال بقاي خود بر روي سياره سبز را حفظ كردند و انسان اكنون با كمك بقاياي به جا مانده از اين جانداران اطلاعاتي محدود از آنها را جمع آوري كرده است.
در اين دوره حيات طولاني مدت، نمونه هاي مختلف و متفاوتي از دايناسورها بر روي زمين پرسه زده اند كه شايد امروزه نمونه هاي فسيلي محدودي از آنها در اختيار انسان باشد اما اطلاعاتي كه دانشمندان از اين جانداران كه معمولا عظيم الجثه تصور مي شوند به دست آورده اند به تدريج در حال افزايش و گسترده تر شدن است.
از ميان اين اطلاعات حقايق جالب توجهي را كه تا به حال در مورد دايناسورها به ثبت رسيده را در ادامه مي خوانيد:
من خدا را دارم
کوله بارم بر دوش
سفری می باید،سفری بی همراه
گم شدن تا ته تنهایی محض
سازکم با من گفت:هر کجا لرزیدی،
از سفر ترسیدی،تو بگو از ته دل
من خدا را دارم
من وسازم چندیست که فقط با اوییم....
|
|
از همان کودکی، بختش تیره بود و کورسوی امیدی در مسیر زندگی اش دیده نمی شد. تمام مواد لازم برای بیچارگی و کاسه چه کنم به دست گرفتن را در اختیار داشت؛ مرگ پدر، بی رحمی ناپدری، سابقه حبس و...
کلاس ، رو بذارید تا هماهنگ بشیم
با تشکر
اولین تجربه ی خوابگاهی من تو خوابگاهی اتفاق افتاد که خوابگاه نبود یعنی در واقع خونه ای بود که دانشگاه برامون (بچه های خوزستانی روزانه ورودی 89) در نظر گرفته بود.قبل از این که بریم و خونمون (ببخشید خوابگاهمون ) رو ببینیم به توضیحات اداره ی سکونت راجع به این خوابگاه گوش می کنیم :
خوابگاهی که برای شما خوزستانی ها اماده شده یه خونست که از هر جهت نسبت به خوابگاهای دیگه برتری دارهو امکانات رفاهیش قابل قیاس با خوابگاهای دیگه نیست و از این جور بازار گرمی ها....
ماهم رفتیم و بالاجبار یه ترمو تو اون خوابگاه گذروندیم.در حالی هیچ یک از وعده های اداره سکونت دانشگاه وزین ما تحقق پیدا نکرد به طور مثال تلویزیون نداشتیم و سالن مطالعه مون هم یه کانکس درب و داغون برگشته از جنگ بود. االبته از جهاتی هم این خوابگاه غیرعادی بد نبود و ما خاطرات زیادی رو از اون تو ذهن داریم.
دوره ي ابتدايي، موضوع انشامون وقتي ميشد: در آينده ميخواهيد چكاره شويد،
من با اون خط قشنگم يك صفحه توضيح ميدادم كه ميخوام دکتر بشم، اونوقت دوست داشتم خونه بسازم. دوست داشتم اونجوري كه خودم دوست دارم خونه بسازم.● اول عاشق می شوند بعد فارغ.
اول مدام می گویند، "دوستت دارم" بعد اعتراف می کنند که هیچ عشقی در میان نبوده.
البته تا فراموش نکردم جا داره ازمسئولین محترم تشکر کنم که ناخواسته در تحقیقاتمون خیلی به ما کمک می کنن بعنوان مثال ما برای انجام آزمایش هامون به اندازه کافی موش در اختیار داریم و در این زمینه با مشکلی روبرو نیستیم.
آزمایش اول درزمینه ی حرکت دورانی واینرسی بود.داخل اتاق م.پ اینا یه پنکه بود که یکی از بچه ها خودش رو از پنکه ی مادر مرده آویزون می کرد و ما هم ازپایین اون رو می چرخوندیم،با تغییر حالت پاهاش(تغییر اینرسی)تفاوت در سرعت چرخشش رو می دیدیم.البته در پایان آزمایش وسیله ی آزمایشمون به هر چیزی بجز پنکه شبیه بود(حیف که ازش عکس نگرفتم).
بچه های مبتکر خوابگاه نورعلاوه بر آزمایش در زمینه های تخصصی در موارد غیر تخصصی نیز اقداماتی رو انجام دادند ازجمله:
چند نمونه نان کپک زده رو در شرایط استانداردSTPقرار دادند که ببینن بعد از کپک زدن آیا اتفاق دیگه ای برای اونا می افته ؟(به عبارتی ببینیم آخرش چی میشه؟)
یا اینکه تفاوت کپک نان ،ماکارونی،تخم مرغ آب پز و...چیه؟اصولا چند نوع کپک داریم؟از این رو چند نمونه از موارد مذکور را در شرایط استاندارد و یکسان قرار دادیم که بعد از بازگشت به اهواز نتیجه ی آزمایش در اسرع وقت در اختیار سایر همکلاسی های طالب علم قرار خواهد گرفت.
در پایان باید بگم که حیف شد م.پ و ح.ح که نقش اساسی در طراحی و اجرای این پروژه ها داشتند از بین ما رفتند .از طرف همه ی بچه های برق بهشون میگم دلمون خیلی براتون تنگ میشه.

روزنامه را به کناری انداختم و بسوی آنها رفتم.
تنها دخترم آوا بنظر وحشت زده می آمد. اشک در چشمهایش پر شده بود.
ظرفی پر از شیر برنج در مقابلش قرار داشت.
آوا دختری زیبا و برای سن خود بسیار باهوش بود.
گلویم رو صاف کردم و ظرف را برداشتم و گفتم، چرا چند تا قاشق گنده نمی خوری؟
مترجم : لیلی گلستان
متن کمی طولانی شده ولی اطلاعاتی مفیدی ارائه میده به طوری که هر
چقدر خواستم کمی از اون رو حذف کنم نتونستم . برای خوندن هر
کتاب آشنایی اولیه با نویسنده لازمه .من اوایل تابستون قبل با این نویسنده
آشنا شدم با همین کتاب زندگی در پیش رو البته کتاب های دیگه ی او که
ترجمه شده رو هم کم و بیش خوندم البته پیدا کردن باقی مان های گاری
یکم سخته ولی زندگی در پیش رو و خداحافظی با گاری کوپر تقریبا توی
همه ی کتاب فروشی ها پیدا میشه . زندگی نامه رو از ویکی پدیا برداشتم
(تو ادامه مطلب) ولی معرفی کتاب رو خودم نوشتم پیشنهاد میدم برای
خوندن دانلودش کنین.
زندگی در پیش رو
کتاب داستان زندگی یک پسر بچه ی عرب را روایت می کند که در یک پرورشگاه غیرمجاز به پرستاری یک زن یهودی اداره می شود . البته لفظ پرستار مناسب او نیست زیرا او برای محمد(مومو پسربچه عرب)نقش یک مادر را بازی می کند . مومو پسر خیال پردازی ست که در قید زندگی روزمره نیست و بیشتر درگیر دنیای خود است . یک ویژگی مهم او صراحت در گفتار است زیرا او دنیا را به چشم یک بچه می بیند ،او مسائلی را که شاید از بحران های بشری باشند را به صراحت بر زبان می آورد و البته با تفکر بچه گانه خود راه حل هایی را هم پیشنهاد می دهد . اما شاید محوری ترین بخش داستان زندگی افراد طبقه پایین و مهاجرین فرانسه را نشانه گرفته ، مومو در محله ای زندگی می کند که ملیت های گوناگونی در آن هستند از سنگالی و ساحل عاجی گرفته تا مصری و الجزایری و رومانیایی ولی همان طور که او تصویر می کند نتنها در مسالمت زندگی می کنند بلکه در مشکلات یار و یاور هم نیز هستند . مومو در این داستان زندگی ثبت شده و خانواده ای ندارد و تنها مدرک بودن او پاره کاغذی است که نزد همان پیرزن نگهداری می شود . در این کتاب روابط انسانی پیچیده است و آن هم به خاطر بستری است که داستان در آن رخ می دهد" کشور بی بند و باری مثل فرانسه". مومو پدر و مادر خود را نمی شناسد و تنها پشتیبان زندگی خود را رزا خانم(پیرزن یهودی) می بیند . مطمئنا نثر کتب که محصول ترجمه بدون نقص لیلی گلستان است شما را جذب داستان خواهد کرد ، توضیح بیشتر نمی دم چون داستان رو باید خوند تا لذتش رو برد . امیدوارم خوشتون بیاد......