ده نکته یادگرفتنی از زلزله و سونامی ژاپن

 

1) آرامش: حتی یک مورد سوگواری شدید یا زدن به سروصورت دیده نشد. میزان تاثر و اندوه بطور خود بخود بالا رفته بود.

2) وقار: صفوف منظم برای آب و غذا. بدون هیچ حرف زننده یا رفتار خشن.

3) توانمندی: بعنوان نمونه معماری باورنکردنی بطوریکه ساختمانها به طرفین پیچ و تاب میخوردند ولی فرو نمی ریختند.

4) رحم و شفقت: مردم فقط اقلام مورد نیاز روزانه خود را تهیه کردند و این باعث شد همه بتوانند مقداری آذوقه تهیه کنند.

5) نظم: غارتگری دیده نشد. زورگویی یا ازدست دیگران ربودن دیده نشد. فقط تفاهم بود.

6) ایثار: پنجاه نفر از کارگران نیروگاه های اتمی ماندند تا به خنک کردن دستگاهها ادامه دهند.

7) مهربانی: رستورانها قیمتها را کاهش دادند. یک خودپرداز بدون محافظ دست نخورده ماند. دستگیری فراوان از افراد ناتوان.

8) آموزش: از بچه تا پیر همه دقیقا میدانستند باید چکار کنند و دقیقا همان کار را کردند.

9) وسایل ارتباط جمعی: در انتشار اخبار بسیار خوددار بودند. از گزارشات مغرضانه خبری نبود. فقط گزارشات آرامبخش.

10) وجدان: هنگامی که در یک فروشگاه برق رفت، مردم اجناس را برگرداندند سرجایشان و به آرامی فروشگاه را ترک کردند.

مرد خوشبخت

پادشاهی پس از اینکه بیمار شد گفت: "نصف قلمرو پادشاهی‌ام را به کسی می‌دهم که بتواند مرا معالجه کند".

تمام آدم‌های دانا دور هم جمع شدند تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد، اما هیچ یک ندانست.

تنها یکی از مردان دانا گفت: "فکر کنم می‌توانم شاه را معالجه کنم. اگر یک آدم خوشبخت را پیدا کنید، پیراهنش را بردارید و تن شاه کنید، شاه معالجه می شود".

شاه پیک‌هایش را برای پیدا کردن یک آدم خوشبخت فرستاد....

آنها در سرتاسر مملکت سفر کردند ولی نتوانستند آدم خوشبختی پیدا کنند. حتی یک نفر پیدا نشد که کاملا راضی باشد.

آن که ثروت داشت، بیمار بود. آن که سالم بود در فقر دست و پا میزد، یا اگر سالم و ثروتمند بود زن و زندگی بدی داشت. یا اگر فرزندی داشت، فرزندانش بد بودند. خلاصه هر آدمی چیزی داشت که از آن گله و شکایت کند.

آخرهای یک شب، پسر شاه از کنار کلبه‌ای محقر و فقیرانه رد میشد که شنید یک نفر دارد چیزهایی می‌گوید. "شکر خدا که کارم را تمام کرده‌ام. سیر و پر غذا خورده‌ام و می‌توانم دراز بکشم و بخوابم! چه چیز دیگری می‌توانم بخواهم؟"

پسر شاه خوشحال شد و دستور داد که پیراهن مرد را بگیرند و پیش شاه بیاورند و به مرد هم هر چقدر بخواهد بدهند.

پیک‌ها برای بیرون آوردن پیراهن مرد توی کلبه رفتند، اما مرد خوشبخت آن قدر فقیر بود که پیراهن نداشت!!!

انواع دانشجویان جهان

انواع دانشجویان جهان

ژاپن: بشدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!

مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!

هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!

عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند!

چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!

اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید!

گینه بی صاحاب!!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!

کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!

پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!

اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!

انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!

ایران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند! عاشق عبارت آ« خسته نباشیدآ» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده؛ که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! او چت می کند! خیابان متر می کند و در یک کلام عشق و حال می کند! نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است!

دوران امتحانات

زخر خوانان  عالم  هرکه  را دیدم  غمی دارد

دلارو کن به مشروطی که ان هم عالمی دارد

ایام سوگواری امتحانات بر عموم دانشجویان تسلیت باد

خوابگاه خوش بذذذذذذگره

lotfan waiting ta kamel load she!!


ساعت ۲ نصف شب یک اتاق
ساعت ۲ نصف شب یک اتاق

ساعت ۳ نصف شب کل خوابگاه منهای سرپرست
ساعت ۳ نصف شب کل خوابگاه منهای سرپرست

ساعت ۴ صبح هنگام خواب
ساعت ۴ صبح هنگام خواب

وضعیت تحصیل در خوابگاه
وضعیت تحصیل در خوابگاهوضعیت تحصیل در خوابگاهوضعیت تحصیل در خوابگاه

اولین روزهای خوابگاه
اولین روزهای خوابگاه

گفت و گوی صمیمانه برسرآماده کردن صبحانه بعد از گذست چند روز
گفت و گوی صمیمانه برسرآماده کردن صبحانه بعد از گذست چند روز

پایان گفت و گو
پایان گفت و گو

امکانات غذایی در خوابگاه
امکانات غذایی در خوابگاه

طریقه ظرف شستن در خوابگاه
طریقه ظرف شستن در خوابگاه

اواخر ترم وضعیت ۷۰درصد دانشجویان
اواخر ترم وضعیت ۷۰درصد دانشجویان

و این هم آخر عاقبتش!!
و این هم آخر عاقبتش!!

این رو هم تقدیم به همه دوستان دانشجو
مخصوصا خودم


شروع ترم

شروع ترم
یک هفته بعد از شروع ترم
یک هفته بعد از شروع ترم
دو هفته بعد از شروع ترم
دو هفته بعد از شروع ترم
قبل از امتحان میان ترم
قبل از امتحان میان ترم
در طول امتحان میان ترم
در طول امتحان میان ترم
بعد از امتحان میان ترم
بعد از امتحان میان ترم
قبل از امتحان پایان ترم
قبل از امتحان پایان ترم
اطلاع از برنامه پایان ترم
اطلاع از برنامه پایان ترم
هفت روز قبل از پایان ترم
هفت روز قبل از پایان ترم
شش روز قبل از پایان ترم
شش روز قبل از پایان ترم
پنج روز قبل از پایان ترم
پنج روز قبل از پایان ترم
چهار روز قبل از پایان ترم
چهار روز قبل از پایان ترم
دو روز قبل از پایان ترم
دو روز قبل از پایان ترم
یک روز قبل از پایان ترم
یک روز قبل از پایان ترم
شب قبل از امتحان
شب قبل از امتحان
یک ساعت قبل از امتحان
یک ساعت قبل از امتحان
در طول امتحان
در طول امتحان
هنگام خروج از سالن امتحان
هنگام خروج از سالن امتحان
بعد از امتحان
بعد از امتحان
یا
بعد از امتحان

اثبات وجودخدا با رياضي


در عالم ریاضیات هر موضوعی برای استفاده شدن یا تعریف می شود یا با استفاده از تعریف های پیشین اثبات می شود وهر مطلب جدیدی که در علم ریاضیات تعریف می شود با استفاده از مطالب پیشینی می باشد که ان ها را اثبات یا تعریف کرده ایم اما در این علم نیز مواردی هستند که نه تعریف شده اند نه اثبات از جمله نقطه و مجموعه

نقطه:

هر جسمی که در اطراف وجود دارد دارای وزن و حجم و انرژی می باشد .هر حجمی تشکیل شده از بیشمار صفحه می باشد و هر صفحه تشکیل شده از بیشمار خط و هر خط تشکیل شده از بیشمار نقطه پس می توان گفت هر جسمی دارای یک حجم و هر حجمی دارای بیشمار صفحه و هر صفحه ای تشکیل شده از بیشمار خط و هر خطی تشکیل شده از بیشمار نقطه می باشد  بنابر این هر حجمی لااقل دارای یک نقطه می باشد.

علم ریاضیات در تعریف نقطه به بنبست می خورد ودیگر نمی تواند نقطه را  با تعریفات دیگر ثابت کند زیرا در این صورت برای تعریف هر موردی باید از تعاریف پیشینی استفاده کنیم و چون برای هر مطلبی تعریفی باید باشد و برای هر تعریف تعریف های دیگری، پس دو حالت وجود دارد اگر اسم موردی را که تعریف نشده است معرف پایه بگذاریم پس در حالت اول باید معرف پایه را از تعریف های تعریف شده، با استفاده از معرف پایه تعریف کنیم که در این حالت هر موضوعی در این علم توسط اثبات کننده ی خودش اثبات و یا تعریف می شود که این چیزی نادرست است .پس با اثبات نادرستی مقدمه و حالت اول به این نتیجه می رسیم که در حالت دوم نیاز به یک معرف جامعی داریم که دیگر نیاز به تعریف نداشته باشد  پس اگر بخواهیم برای آن اسمی  عام قرار دهیم می توانیم نام آن را خدا بگذاریم  پس نقطه تعریف شده از خداست و چون هر تعریف شده ای جزئی و زیر مجموعه ای از مجموعه ی معرف خود است پس نقطه جزئی از خدا و زیر مجمو عه ای از ان با محدودیت های  بسیار می باشد و چون هر جسمی از حجم و نقطه تشکیل شده است پس تمام چیز ها ی که دارای حجم می باشند جزئی از خدا هست پس کائنات جزئی از خداهستند

پس همه چیز خداست یا به بیانی جامع تر همه چیز تعریف شده ای از خداست یا به قول اهل معرفت همه چیز نمودی از خداست و چون هر نمادی نشان دهنده ی نمود دهنده ی ان است و چون همه چیز هست پس خدا هم هست و چون خدا هست دیگر چیزی جز خدا نیست چون هستی خود جزئی غیر از خدا نیست.

<<پس چون همه چیز هست پس خدا هم هست>>


انیشتین سر سفره هفت سین دکتر حسابی


                              یكی از خاطرات مهندس ایرج حسابی از دكتر حسابی" 

انیشتین سر سفره هفت سین دکتر حسابی

 

در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابی تصمیم می گیرند سفره ی هفت سینی برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله "بور"، "فرمی"، "شوریندگر" و "دیراگ" و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند.. آقای دکتر خودشان کارتهای دعوت را طراحی می کنند و حاشیه ی آن را با گل های نیلوفر که زیر ستون های تخت جمشید هست تزئین می کنند و منشا و مفهوم این گلها را هم توضیح می دهند. چون می دانستند وقتی ریشه مشخص شود برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد می کند.

دکتر می گفت: " برای همه کارت دعوت فرستادم و چون می دانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمی رود تاکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد. همه سر وقت آمدند اما انیشتین 20دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلی دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمع های روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن می کنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم.

به هر حال بعد از یک سری صحبت های عمومی انیشتین از من خواست که با دمیدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم : ایرانی ها در طول تمدن 10هزار ساله شان حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند.

برای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد."

آقای دکتر می خواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و می گفت بعدها انیشتین به من گفت:   " وقتی برمی گشتیم به خواهرم گفتم حالا می فهمم معنی یک تمدن 10هزارساله چیست. ما برای کریسمس به جنگل می رویم درخت قطع می کنیم و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت می دهیم اما وقتی از جشن سال نو ایرانی ها برمی گردیم همه درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است."

بالاخره آقای دکتر جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز می کنند و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر می کنند.. به گفته ی ایشان همه در آن جلسه از معانی این دعا و معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ماست شگفت زده شده بودند.

بعد با شیرینی های محلی از مهمانان پذیرایی می کنند و کوک ویلون انیشتین را عوض می کنند و یک آهنگ ایرانی می نوازند. همه از این آوا متعجب می شوند و از آقای دکتر توضیح می خواهند. ایشان می گویند موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست. انیشتین از آقای دکتر می خواهند که قطعه ی دیگری بنوازند. پس از پایان این قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انیشتین که چشمهایش را بسته بود چشم هایش را باز کرد و گفت" دقیقا من هم همین را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سین را ببیند.

آقای دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با "س" شروع می شد توی سفره چیده بود و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود. بعد توضیح می دهد که این در واقع هفت چین یعنی 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با "س" شروع می شود به نشانه ی رویش.. ماهی با "م" به نشانه ی جنبش، آینه با "آ" به نشانه ی یکرنگی، شمع با "ش" به نشانه ی فروغ زندگی و ...

همه متعجب می شوند و انیشتین می گوید آداب و سنن شما چه چیزهایی را از دوستی، احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد می دهد. آن هم در زمانی که دنیا هنوز این حرفها را نمی زد و نخبگانی مثل انیشتین، بور، فرمی و دیراک این مفاهیم عمیق را درک می کردند.

بعد یک کاسه آب روی میز گذاشته بودند و یک نارنج داخل آب قرار داده بودند. آقای دکتر برای مهمانان توضیح می دهند که این کاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه ی فضاست و نارنج نشانه ی کره ی زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست. انیشتین رنگش می پرد عقب عقب می رود و روی صندلی می افتد و حالش بد می شود.

از او می پرسند که چه اتفاقی افتاده؟

می گوید : "ما در مملکت خودمان 200 سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10هزار سال پیش این مطلب را به زیبایی به فرزندانتان آموزش می دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!"

خیلی جالب است که آدم به بهانه ی نوروز یا هر بهانه ی خوب دیگر ، فرهنگ و اعتبار ملی خودش را به جهانیان معرفی کند.