در گوشه ای دور از هیاهوها، سوزانده آتش خیل گلهارا              اما سکوتی مرگبار و تلخ دربر گرفته اهل دنیا را

در سکر بی پایان شب خواهان، گم می شود فریاد مظلومان      گرچه غم تنهایی این قوم، کرد آب حتی سنگ خارا را

هر قطره از خون کبوترها در دفتر تاریخ می ماند                         هر قطره از خون کبوترها خط می زند سر مشق بودا را

دریا دوباره سخت طوفانی است در گیر ودار شورش موج است     باید که دریا باز بشکافد ، بفرست یا رب زود موسی را

شعر از: سید علی رضا شفیعی