گفتند: یک روزقبل از روز موعود رقابتی بین a,b,c,…,m,…x,y,z.

برگزار می شود.اردوهای آمادگی در اماکن مختلف برپا شد.اعضا خود را کم و بیش برای شرکت دراین رقابت آماده کردند .

تا قبل از شروع این رقابت شرایط برای حدود ۹۰% اعضا یکسان بود . حتی یک کپسول نیتروژن نیز به حدود ۹۰% اعضا رسید تا یک  دوپینگ دسته جمعی صورت گیرد .

به درست یا غلط بودن این دو پینگ کاری نداریم ؛ برخی از اعضای شرکت کننده در این رقابت شب نخوابی و خستگی و سردرد را به جان خریدند ، تا بتوانند در این رقابت سربلند باشند در مقابل برخی دیگر روز به کام خویش را می گذراندند و فارغ از این حرف ها بودند .

گذشت و گذشت و به روز قبل از روز موعود رسیدیم . مسابقه شروع شد و اعضا شروع به دروی گشته های خود کردند . با وجود حواشی پیش گفته و امدادهای نه غیبی بلکه علنی صورت گرفته ، انتظار می رفت که هرکس در پی دروی کشته های خود باشد . کمک به دیگران در این رقابت نه تنها حسن نیست بلکه قبح نیز محسوب می شود .

  X که برخی شب ها پای کتاب خوابش می برد لحظه ای برای رفع خستگی سرش را از میدان درو بالا آورد و نگاهش به y افتاد . ... با خودش گفت ، نه خیر، انگار می شود آسوده و بدون زحمت شب ها راحت خوابید و روزها به خوشی و گفت و خنده گذراند و از m  که نمره هاش M هستن کمک گرفت و دروی بیشتری کرد ، مثل Y ،ببین چطور کشته های M را به اسم خود ثبت می کنه . اما این درو چه ارزش داره ؟؟

اصلا نمی خواهم متشرعا حرف بزنم اما انصافا ؛ فرق بین  X و امسالانش و Y  و امسالانش کجا باید معلوم شود در کجا باید این دو به حق واقعی خود برسند . و هرکس به اندازه تلاشش پاداش دریافت کند ؟

اگر این رقابت ارزش ندارد پس چرا خودمان را این قدر کوچک می کنیم .

 موفقیت با استفاده از توانایی دیگران شدن چه ارزشی دارد ؟

کافی است به جای زیر چشمی نگاه کردن به میدان دروی اطرافیانم به چهره ی خسته ی  X و امسالانش نگاه کنم که اگر در این میدان از خدا یاری نخواهند ،به خود و توانایی خود تکیه میکنند و حاصل دست رنج خود را هرچند ناچیز، بر دست جلوی بنده خدا دراز کردن ترجیح میدهند، کاش بتوانم وجدانم را تلنگری بزنم و کلاهم را قاضی کنم که اصلا شرع را وللش ، انصافت کجا رفته ؟دارم چکار میکنم و چرا همه چیز را به ...؟؟؟